تصمیمهای شغلی معمولاً بهخاطر نبود اشتیاق شکست نمیخورند؛ به این دلیل شکست میخورند که گزینهها هرگز با معیار یکسان مقایسه نشدهاند.
مسئله، اطلاعات نیست؛ مقایسه است
بیشتر افراد در سالهای اول کار، کمبود گزینه ندارند؛ روش مقایسه ندارند. دو نقش همزمان در ذهن نگه داشته میشوند، هر روز با معیار متفاوتی سنجیده میشوند و تصمیم تا وقتی اتفاقی بیرونی مجبورمان کند عقب میافتد.
یک مسیر واقعبینانه با نوشتن گزینهها کنار هم و امتیازدهی به آنها با یک فهرست کوتاه و یکسان از معیارها شروع میشود.
معیارهایی انتخاب کنید که قابل مشاهده باشند
پنج شش معیار انتخاب کنید که بتوانید در واقعیت بررسیشان کنید: کار روزمره، مهارتهایی که بازار بابتشان پول میدهد، اینکه با داشتههای فعلی چقدر سریع میتوانید وارد آن حوزه شوید، بازه درآمد، شرایط کاری، و اینکه در یک هفته بد چقدر از این کار را واقعاً تحمل میکنید.
تستهای شخصیت ترجیحها را توصیف میکنند، نه محدودیتها را؛ و معمولاً محدودیتها هستند که تصمیم را میسازند.
گزینه برتر را کمهزینه آزمایش کنید
پیش از تعهد، دو هفته قویترین گزینه را آزمایش کنید: با سه نفر که امروز همان کار را میکنند صحبت کنید، بخش کوچکی از کار واقعی را انجام دهید و دو آگهی شغلی را با دقت بخوانید تا ببینید چه مهارتی کم دارید.
مسیری که دو هفته آزمودهاید، از مسیری که شش ماه به آن فکر کردهاید ارزشمندتر است.

